الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )

151

صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )

حارث برجمى » كه مىگويد : فمن يك امسى بالمدينة رحله * فانّى و قيار بها لغريب « 1 » [ كه « قيار » عطف شده به محلّ اسم « انّ » ( ى ) - كه ضمير متكلم است - لذا مرفوع گشته است ] . در آيهء مورد بحث نيز « صابئون » عطف شده به محلّ اسم « انّ » تا با « واو » « هادوا » هماهنگتر باشد مانند عطف بر توهّم . « سيبويه » نقل كرده كه عربها مىگويند : « انّهم اجمعون ذاهبون » « 2 » و « انّك و زيد قائمان . » « 3 » ديگر نحويين نيز هريك توجيهى ذكر نموده‌اند ، اما مهمّ اين است كه دانشمندان كوفه و بصره همگى در اين‌جا « رفع » را جايز دانسته‌اند ، گرچه هركدام دليلى جداگانه ذكر كرده‌اند . همين آيه - با پس‌وپيش - در سورهء بقره ، آيهء 62 آمده است : « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِينَ » كه « صابئين » طبق قاعدهء اوليه منصوب شده و عطف به محلّ اسم « انّ » نشده تا با « يا » ى « نصارى » هماهنگتر باشد . و در سورهء حج ، آيهء هفدهم مىخوانيم : « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ » كه باز طبق اصل و منصوب آمده و مناسبت لفظى با « واو » « هادوا » مراعات نشده است . و اين از هنرهاى بسيار زيبا و ظريف قرآن است كه گونه‌هاى مختلف كلام فصيح و متداول را به كار مىبرد .

--> ( 1 ) . هركس در مدينه رحل اقامت افكنده ؛ پس من و قيار در آن‌جا غريب هستيم . ( 2 ) . اجمعون تاكيد اسم « انّ » ( هم ) است و بايد تابع مؤكد خود باشد كه در اين‌جا منصوب مىباشد ، ولى عطف شده به موضع آن و مرفوع گشته است . م . ( 3 ) . « زيد » عطف شده به اسم « انّ » ( ك ) و بايد منصوب باشد اما از محلّ آن تبعيّت كرده و مرفوع گرديده است . م .